فرشتگان نزدیک به خدا
چهار فرشتهً مقرب خداي اينان عبارتند از اسرافيل، ميکائيل، عزرائيل و جبرئيل که ما در اينجا به ترتيب اصل ايراني زرتشتي آنهارا معرفي مينمائيم:
اسرافيل: اسرافيل که نامش در مآخذ عبري به صورت سرافيم يعني درخشان مثل آتش آمده است، به معني درخشان خدايي است و در اصل همان فرشتهً آذر منابع زرتشتي است که مانند اسرافيل با روز قيامت سر و کار دارد.
براي آشنايي با اين نقش وي بهتر است نقش فرشتگان را در روز رستاخيز(قيامت) رااز کتاب دينهاي کهن ايران تأليف هنريک ساموئل نيبرگ، ترجمه دکتر نجم آبادي ذکر مي نماييم:
در ارداويرابنامه چگونگي سفر ارداويراف در جهان زيرين چنين توصيف شده است: روان مرده پس از سه گام به پل چينوت (قضاوت) مي رسد. براي روان نيکان اين پل فراخ ميشود تا به اندازهً درازاي نه نيزه ميرسد، و او از روي پل ميگذرد، سروش و آتور (آذر) اورا همراهي مي نمايند و مهر (ايزد عهدوپيمان)، رشن (فرشتهً عدالت) ، وايو (فرشتهً باد خوش) ، دئنا ( فرشته نيايش) و وهومنه (فرشتهً منش نيک) او را در راه بهشت و دوزخ زير پل چينوت رهبري و نگهباني مي کنند . پس مسلم به نظر مي رسد صور (الصور، يعني شيپور اسرافيل فرشتهً آتش) نيز خود از کلمهً پهلوي آثور يعني آتش اخذ شده است.
مي دانيم که مسلمين معتقد هستند که در روز قيامت، مردگان با شنيدن صداي صور اسرافيل يعني شيپور فرشتهً آتش زنده خواهند شد.
ميکائيل: نام ميکائيل در عبري به معني کسي که مثل خداست معني شده است. واين به وضوح نشانگر نام نشان ميثه (ميثره، موسي، مهر) ايزد معروف عهدو پيمان آريائيان است که نامش بر روي ماه مهر زنده مانده است. مي دانيم که اين ايزد همچنين در طبيعت، ايزد گردندهً خورشيد پر مهرو محبت به شمار مي رفته است. چنانکه اشاره شد وي را حامي و پشتيبان نيکان در روز قيامت به شمار مي آورده اند.
ميثره (ميثه، مهر) همچنين در اساطير سامي با کاموسه (= روح موسي، آخرين فرمانرواي پادشاهان شبان در مصر) و يهوداي جليلي پسر زيپورايي رهبر فرقهً مشتاقان آزادي يهود از دست روميان در هم آميخته و موسي صاحب ده فرمان ايزدي و لقب پيغمبر مهرو محبت عيسي روح الله را پديد آورده است.
جبرئيل : اين نام به معني مرد خدا بي ترديد اشاره به همان نئيريوسنگ اوستا يعني مرد پيغام يا پيغامبر است. ازنام صفت شاهزاده بودن وي چنين معلوم ميشود که ابتدا مراد از وي همان گئوماته زرتشت (برديه، ايرج) پسرخواندهً معروف فريدون (کورش) بوده است که بعداٌ تحت اين نام تبديل به فرشته اي معروف گرديده است. در فرهنگ نامهاي اوستايي هاشم رضي در مورد اين ايزد و فرشتهً پيام و آتش معروف اوستايي مي خوانيم: نريوسنگ از اين جهت که پيک ايزدي است. با سروش نيز همانندي دارد؛ اما از لحاظ مقايسه در قسمت اهميت پيک ايزدي بودن، نريوسنگ را را با سروش نمي توان مورد مقايس قرار داد چون سروش در اين زمينه شهرت بيشتري داشته و اصولاٌ مطلق ايزد وحي و الهام خدايي شناخته ميشود؛ در حالي که نريوسنگ همواره حامل پيامهاي خداوندي نمي باشد؛ به هر حال اين ايزد نيز چون سروش حامل پيامهاي اهورا مزدا است و هردو را با جبرئيل فرشتهً وحي و الهام از طرف خداوند در ديانت اسلامي مي توان مورد مقايسه قرار داد.... در قسمتهايي ديگپر از اوستا نيز نريوسنگ با همين وظيفه و موقعيت کارگزار است. در فرگرد نوزدهم ونديداد يکي از ديوان به نام ويزرش (آزارندهً هوشياران) راهنماي ارواح پليدان و شريران است به بدترين مکان، قلمرو اهريمني و تاريکي مطلق.اما روان پارسايان همنشين و قرين با ايزداني بزرگ و نامي ميشوند. نخست از نزديک فروغ ابدي، روشني هميشگي و لايزال، يعني اهورا مزدا مي گذرند.
امشاسپند بهمن تهنيتشان مي گويد و روان پارسايان شاد و سرخوشند و در فردوس، بهترين مکان و جايي که لبريز از روشنايي ابدي است وارد ميشوند، در حاليکه نريوسنگ، پيک اهورا مزدا نيز با آنان است.
عزرائيل: اين نام که به معني ياور خداست به وضوح مطابق با همان سروش اوستا به معني لفظي بنده و خادم فرمانبردار خدا مي باشد. هاشم رضي در کتاب فرهنگ نامهاي اوستا بارهً اين امشاسپند يعني فرشتهً بي مرگ و مقدس مي آورد: سروش (به اوستائي سرئوش) يکي از ايزدان مزديسنان (زرتشتيان) است و پيک خدايي به شمار مي رود. کلمهً اوستايي سرئوشَ به معني فرمانبرداري و اطاعت است. اين واژه نيز در اوستا چه بسا که مطابق معمول، به عنوان اسم مجرد استعمال شده است و چه بسا نيز از آن ايزد ويژه اي اراده شده است.
سروش يکي از کهن ترين ايزدان آيين زرتشتي است که در گاثا ها نيز نامش مذکور است با صفت مزيشتَ يعني بزرگتر در اوستا مشخص مي باشد. در گاثاها علاوه بر آن که به عنوان اسم مجرد زياد استعمال شده است. چندين بار نيز در هيئت ايزدي نمايان مي باشد که گروه مؤمنان به هنگام از او ياري مي جويند. مقام سروش در ادبيات ديني مزدايي آن قدر بود که وي را در شمار امشاسپندان قرار دادند.
چنانکه مي دانيم براي آن که شش امشاسپند را به عدد مقّدس هفت امشاسپند ارتقاء دهند گاه سپنت مئينوَ (روان مقدس، ذات مقدس اهورامزدا) در رأس شش امساسپند قرار دادند و گاه خود اهورا مزدا را و سروش راهفتمين مشاسپند به شمار آوردند. اما مهمترين وظيفهً سروش که در ادوارمتأخربرايش تعيين کرده اند، وظيفهً داوري ومحاکمه ارواح است و اين که يکي از کارگزاران و عاملان مهم جهان پسين است. اما نبايستي از اين اشاره چنان فهم شود که سروش پيش از اين با اين وظيفه و عنوان بيگانه بوده است، چون در گاثاها اين وظيفهً سروش نيز روشن است که در جهان پسين سرنوشت شريران و نيکان را تعيين مي کند.... چنانکه ابوريحان بيروني در آثارالباقي اشاره ميکند روز هفدهم هرماه ايرانيان نزد زرتشتيان موسوم است به سروش و سروش نگهبان اين روز مي باشد...